الفيض الكاشاني
شرح صدر 22
مجموعة رسائل ( فارسى )
و همين مباينتِ فطرى و نكارتِ جِبِلّى باعث شده بر آنكه از آن زمان [ باز ] تا امروز همواره ابناى روزگار ، به تخصيص اهل عمامه و دستار كه دانشمندان دنيا و علماى عوامند در هر زمانى ، چنانچه شيوه و شيمهء ايشان است كه به مقراض اغراض پيوسته ملابس اعراض يكديگر را عرضهء تخريق و تمزيق سازند ، علماى ربّانى را انكار مىكنند و عارفان حقايق و حِكَم را نكوهش مىنمايند ، چه علمى چند مشكل از آثار انبيا و رموز اوليا بر صفحهء روزگار مانده كه دست فهم هركس « 1 » به دامن ادراك آن نمىرسد و به غير از زيركان هوشمند از ابناى آخرت كه به حسن متابعتِ شريعت و پيروى طريقت اين راه را سپرده به پايمردى رفيق توفيق ، بعد از رياضتهاى بيشمار و علوم بسيار كه حاصل كرده سمندِ تيزكام فكرت را در اين « 2 » ميدان توانند دوانيد ، ديگرى را مجالِ ادراكِ آن نمىباشد ، هر آيينه جمعى از علماى دنيا كه پيشوايى عوام در دماغ ايشان جاگير مىبوده و مىباشد تيغ زبانِ طعن و تشنيع بر ايشان مىكشيده و مىكشند ، و علماى ربّانييّن را كه گوى سبقت در ميدان دوران از اشباه و اقران خود به فنون علم و عمل ربودهاند به شين « 3 » و [ به ] زندقه و عيب موسوم مىگردانيدهاند « 4 » و مىگردانند ، و در تصانيف بلندپايهء ايشان طعنها مىكرده و مىكنند .
--> ( 1 ) - الف : « كسى » . ( 2 ) - الف : « در آن » . ( 3 ) - شِين : زشتى ، عيب . ( 4 ) - الف و ب : « مىگرداننده » .